گزارش تفصیلی «استارتاپ‌ویکند علمِ تهران»

به قلم مهرسا لطانی:

سرشان حسابی شلوغ است. یکی از بچه‌های اجرایی پُرانرژی توضیح می‌دهد: «ماجرای برگزاری این استارتاپ ویکند از آن‌جا شروع شد که به دعوت مسؤولان بخش علمی باغ کتاب به این مجموعه آمدیم.» دیگری وسط حرف‌‌اش می‌پرد: «گروه ترویج علمیِ ما به خاطر برنامه‌های علمی‌ای که در مکان‌های عمومی برگزار کرده در این سازمان‌ها شناخته ‌شده. از این طریق هم بود که مسؤولانِ باغ کتاب سراغ‌مان آمدند و از بین ایده‌های مختلفی که ارائه کردیم، از برگزاری استارتاپ ویکند استقبال زیادی کردند.» عذرخواهی می‌کنند و سراغ تیم‌های شرکت‌کننده می‌روند.

 

باغ کتاب تهران؛ بزرگ‌ترین فروشگاه کتاب دنیا!

باغ کتاب تهران محوطه بزرگی روی تپه‌های عباس‌آباد است که به تازگی افتتاح شده‌. از ایستگاه مترو حقانی باید سوار تاکسی‌های خطیِ «باغ کتاب» شویم. انتهای مسیر به ساختمان شیشه‌ای بزرگی می‌رسیم که سطوحِ هرمی‌شکلی روی بخش‌هایی از آن را پوشانده‌اند. از درب اصلیِ مجموعه که وارد می‌شویم سالن بزرگی با مجسمه‌های کاراکترهای کارتون‌ها و قصه‌های قدیمی چشم‌ها را جلب می‌کند؛ جودی ابوت، جَک و لوبیای سِحرآمیز، شازده کوچولو، سندباد و… در بخش‌های مختلف این سالن فروشِ کتاب چیده شده‌اند. طبقه فوقانیِ سالن، دو مرکز علم مجزای کودک و نوجوان قرار دارد. در این مراکز بازی‌ها و ابزارهایی وجود دارند که همگی پایه‌های علمی دارند و ذهن کودکان و نوجوانان را از طریق این بازی‌ها با مفاهیمِ علمی آشنا می‌کنند. سالن ربوتیک و هزارتوی خلقت از دیگر بخش‌های این مجموعه است.

انتهای سمت راست سالن دالان‌ای است که دو طرف دیوارِ دالان ویدئوهای سه‌بُعدی پخش می‌شود؛ روی پیاده‌رو متحرک، از میان این دالان عبور می‌کنیم در تمام طول دالان این ویدئوها اجرا می‌شوند. از طرف دیگر دالان از پله‌های برقی بالا می‌رویم. ستون‌ها و دیواره ارغوانی‌رنگ محوطه برگزاری «استارتاپ ویکند» را مشخص کرده‌است. گروه‌های مختلف دور میزوصندلی‌ها و یا روی لم‌کده‌های اطراف با لپ‌تاپ‌های‌شان سخت مشغول کار اند. دیوار شیشه‌ای محوطه رویداد با عکس‌هایی تزیین شده‌است. یکی از بچه‌های ساروس عکس‌ها را معرفی می‌کند: ایلان ماسک، امید کردستانی، انوشه انصاری، ماری کوری و … . از گروه می‌پرسم: «استارتاپ ویکند» چیست؟

 

استارتاپ ویکند علم تهران

«استارتاپ‌ ویکندها در واقع یک‌جور اردوهای کارآفرینی هستند که در آن‌ها آدم‌های مختلف شرکت می‌کنند. نیازی نیست که حتماً مهارت خاصی بلد باشند یا ایده داشته باشند.» تعریف می‌کند که روز قبل، شرکت‌کننده‌هایی که ایده کسب‌وکار داشتند در آمفی‌تئاتر به ارائه یک‌دقیقه‌ای پرداختند و در همان‌روز، شرکت‌کننده‌ها از بین بیش از ۴۰ ایده، به ۱۳ ایده رأی بالاتری دادند و همان شب گروه‌ها شکل گرفتند. بوم‌ای را برای یکی از تیم‌ها نصب می‌کند و ادامه می‌دهد: «این بوم کسب‌وکار است. هر تیم ایده کسب‌وکار خود را با کمک این بوم به یک مدل تجاریِ قابل ارائه در بازار تبدیل می‌کند. در این بوم اطلاعات مختلفی راجع به مشتری‌ها، نحوه کسب درآمد، ارزش افزوده و … وجود دارد که به تیم‌ها کمک می‌کند دید واقع‌بینانه‌تری از بازار به دست آورند.» بین تیم‌ها می‌چرخم؛ گرافیست‌ها مشغول اتودزدن طراح‌های لوگو، وب‌سایت و … هستند، عده‌ای باهم بحث می‌کنند، برخی دیگر روی بوم کار می‌کنند. مربیان رویداد بین گروه‌ها می‌چرخند و تیم‌ها را راهنمایی می‌کنند. قرار است گروه‌ها تا فردا که روز اختتامیه است روی ایده‌های‌شان کار کنند. ایده‌ها باید سرمایه‌گذاران را قانع کند که مدل سودآوری برای بازار هستند.

گروه‌های خبری علمی مختلف، نمایندگان شرکت‌های حامیان رویداد و برخی از علاقه‌مندان سرمایه‌گذاری در حوزه کسب‌وکارهای نو نیز در میان تیم‌ها دیده می‌شوند.

یکی از برگزارکنندگان رو به شرکت‌کنندگان می‌گوید: «ذهن‌تان را باز کنید. استارتاپ‌ها فقط اپلیکیشن نیستند. سازمان‌های موقتی هستند که برای یک کسب‌وکار شکل می‌گیرند. شما در یک استارتاپ رئیس و سلسله مراتب ندارید. همه می‌بایست کار کنند.»

یکی از شرکت‌کنندگان که با استارتاپ‌ویکندها آشناست می‌گوید:«منتورها (مربیان) را که در وب‌سایت دیدم، علاقه‌مند شدم که حتماً شرکت کنم. شما در استارتاپ‌ ویکندها ارتباطات زیادی پیدا می‌کنید و حتی می‌توانید تیم تشکیل دهید و کار گروهی را تجربه کنید.» می‌خندد:  «صبحانه‌های کاری خوشمزه و تمام وعده‌های غذایی‌تان را کنار هم‌تیمی‌های‌تان می‌خورید! محیط صمیمی و خلاقانه استارتاپ‌ها از چیزهایی است که من را جذب می‌کند.»

 

گفتنی است منتورهای این برنامه سعید فداکار، مانوئل اوهانجانیانس، پیمان اکبرنیا، علی جمال‌زاده، فرنوش جمالی، میلاد اسلامی‌زاد، محمدرضا کمالی‌فرد، محمدرضا رضایی، داود تراب‌زاده، علی‌رضا عبدل‌علی‌پور، فرزین فتاحی، رامین تسوجی، مسعود زمانی و مهریار سنندجی بودند.

 

اختتامیه

گروه ترویج علمی ساروس که برگزارکننده این رویداد است و در حوزه برگزاری برنامه‌های علمی ترویجی فعالیت دارد، یک تیم جوان و پرانرژی است که با کار‌ها‌ی‌شان حسابی شرکت‌کنندگان را سر وجد آورده‌اند و محیط صمیمی‌ای را شکل داده‌اند. روز سوم رویداد است و همه اعضای گروه مشغول برگزاری اختتامیه هستند. در روز اختتامیه هرگروه به معرفی ایده‌ی تجاری‌شده در مقابل داوران و شرکت‌کنندگان می‌پردازند. هیئت داوران با بررسی ایده‌ها و با کمک تسهیلگر برنامه به تیم‌ها امتیاز می‌دهند. هیئت داوران این رویداد متشکل بود از: کاوه یزدی‌‌فر، محسن جلالی، آرش برهمند، سیاوش صفاریان‌پور و فرداد زند. این‌ها اسامی نام‌آشنای رویدادهای استارتاپی هستند. هیئت داوران در نهایت سه ایده را به عنوان سه مدل تجاری برگزیده معرفی کردند. شرکت‌های مختلف این حوزه با حمایت از این تیم‌ها تسهیلات حضور تیم‌ها در بازار را فراهم می‌کنند. ایده‌های برگزیده «پایاپای»، «Save Car» و «گریزباکس» در میان ۱۳ تیم به ترتیب اول تا سوم شدند.

اختتامیه در یک فضای صمیمی و غیررقابتی به اتمام رسید. دستاورد این رویدادها نه جوایز برگزیدگان، بلکه تجربه کارگروهی، تشکیل تیم، یافتن ارتباطات مؤثر و یادگیری فرآیند تکامل ایده است. هوا تاریک شده در محوطه باغ کتاب قدم می‌زنم و فکر می‌کنم: «با این‌که باغ کتاب امکانات حمل‌ونقل ضعیفی دارد و تسهیلاتِ حضور ناتوانان حرکتی را به درستی تعبیه نکرده، اما بازهم به برگزاری چنین رویدادها و وجود چنین سازمان‌هایی امیدوار ام.»

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *